"ما را به سخت جانی خود این گمان نبود"

خستگی از سر و کولم بالا می رود اما چراغ قلبم پر نور شده! زندگی طاقت فرسا شده بود اما اکنون جز شوق زندگی نمیخواهم چیزی را ببینم.

واژه کم آورده ام برای توصیف احساسی که در تضاد دلمردگی، پژمردگی و بی حوصلگی ست! شاید چیزی ست فراتر از سرزندگی! 

۳ ۱ ۱۴۳
سه شنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۹، ۱۱:۲۵ ب.ظ

نیکنوچکا ؛ در ۲۲ مرداد ۱۳۹۹

امیدوارم همیشه همین شوق و سرزندگی بباره از قلمت. :))

ممنون مهربون ^^
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

درباره اینجا

اینجا قبلاً به رسم هر شب می‌نوشتم، حتی اگر کلمات مطابق میل من به نخ کشیده نمی‌شدند! حالا اما نوشتن نخ باریکی ست که مرا به زندگی متصل می‌کند.

پیوندها