"حسد بیرون کن از دل شاد گشتی"

حسادت، این واژه ی شوم و نامرئی! کمین کرده در ورای تمام دیده ها و نادیده ها، خوشی های به تصور کشیده شده و تمام آن نهانی های بیشمار.
نمیدانم حسادت از حسرت سرچشمه میگیرد یا حسرت از حسادت؟! شاید اصلا برادر های ناتنی یکدیگر باشند؟
هر دو چون بختکی بر روزهای خوش زندگی ند و متوقف کننده آنها!
حالا هی بیا و به خودت حالی کن که اینها ظاهر است، بهترین حالت است، خانه خراب کن روزهای توست، مگر حرف در گوشش میرود؟
تار می تنند به دور قلبت، تنگ تر و تنگ تر! زندگی را حرامت می کنند.
امان از آن حسادت ها که شاید از سر عشق باشند! خوره ی جانت می شوند، مثل کبریتی در انبار کاه، جرقه ای از آن کافیست برای به آتش کشیدنت!
امان از آن حسادت ها که تو را از خودت بیزار می کنند .
امان از آن حسرت ها و نداشتن ها که تو را به گزینه ی کنار گذاشته شده مبدل می کنند.
شاید من اینگونه ام :

من بیشتر از اینکه صبور باشم، حسودم...

به چی یا کی، خیلی مهم نیست!

من به هر اتفاقی که یه سمتش تو باشی و طرف دیگش خودم نباشم حسودم!

من ساعتای زیادی به عکسای تو خیره می شم و به آدمایی نگاه می کنم که چقدر شبیه من نیستن...

به لبایی که تو رو صدا می زنن، به گوشایی که از تو می شنون، به چشمایی که تو رو می بینن...

و به این فکر می کنم که چقدر آرزو داشتم، تا همه اونا من بودم!

آدما، مرگ مشخصی دارن که حتما ازش بی خبرن...

اما من مطمئنم، از حسادت دق می کنم .

_ پویا جمشیدی

 

۲ ۲ ۱۴۲
دوشنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۹، ۱۰:۱۳ ب.ظ

سایه نوری در ۲۷ مرداد ۱۳۹۹

البته حسادت، اونقدرها هم نحس و شوم نیست؛ بستگی داره چطور ببینیمش.. گاهی حسادت بهمون نشون میده درونمون به چی بیشتر از همه نیاز داره.. چیزی که بهش حسادت میکنیم،، همونه.. باید بریم دنبالشو ولش نکنیم..

نگاه صلح آمیز  ما  رو از رنج آزاد میکنه

تفکر جالبیه! تا حالا از این دید بهش نگاه نکرده بودم ... 

Sepideh Adliepour در ۲۸ مرداد ۱۳۹۹

فک می کنم همه بلا استثنا توی این مورد حسود باشن

شاید بتونیم بگیم یکی از ویژگی های عاشق شدن هم همینه🤷‍♀️

شاید !
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

درباره اینجا

اینجا قبلاً به رسم هر شب می‌نوشتم، حتی اگر کلمات مطابق میل من به نخ کشیده نمی‌شدند! حالا اما نوشتن نخ باریکی ست که مرا به زندگی متصل می‌کند.

پیوندها