جز این شرح و حرفی نیست

امشب را خالی ام. در سکوت و سکون ام. شاید اسمش آرامش است! صدای سوت شب توی گوشم وز وز می کند و چشم به سقف اتاق دوخته ام. ذهنم خالی از اتفاق است، خالی از دغدغه، خالی از دیگران. نه این که امروز، روز بیهوده یا ساکتی بوده باشد، من دیگر رها شده ام از زنجیر روزها! 

۴ ۱ ۹۶
چهارشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ۱۰:۳۰ ب.ظ

.. Chakavak در ۱۳ شهریور ۱۳۹۹

زیبا بود💝

ممنون ^^
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

درباره اینجا

اینجا قبلاً به رسم هر شب می‌نوشتم، حتی اگر کلمات مطابق میل من به نخ کشیده نمی‌شدند! حالا اما نوشتن نخ باریکی ست که مرا به زندگی متصل می‌کند.

پیوندها