من خودمو دارم

امشب رو نمیخوام فلسفه ببافم، قصه بگم، آسمون رو به زمین بیارم! میخوام از روزی بگم که گذشت و لحظه هایی که خودم ساختم! رنگ هایی که خودم روی صفحه ی سفید امروز پاشیدم و تصویری که از خنده ی توی چشم هام ثبت کردم! میخواستم امروز برام بی هیچ اتفاق خاص و غیر منتظره ای، فوق العاده و شادی بخش باشه، که شد!

من دستهامو دارم، خنده هامو دارم، شوخی هامو دارم، قلبی رو دارم که نذاشتم دوده و سیاهی، چرکینش کنه! من خودمو دارم و از وقتی فهمیدم چقدر دوسش دارم، هر وقت که بخوام یه روز عالی رو براش میسازم و منتظر هیچ کس نمیمونم . 

۳ ۰ ۹۹
شنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۹، ۱۱:۳۰ ب.ظ
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

درباره اینجا

اینجا قبلاً به رسم هر شب می‌نوشتم، حتی اگر کلمات مطابق میل من به نخ کشیده نمی‌شدند! حالا اما نوشتن نخ باریکی ست که مرا به زندگی متصل می‌کند.

پیوندها