درد دختر بودن

چند شب است دوست دارم بیایم و از شادی ها بنویسم اما در انتهای شب جز غبار غمِ نشسته بر دل دوستانم، چیز دیگری نمی یابم! شاید آدم دلسوزی هستم که غصه ی دیگری غصه ی من است.

امشب به شنیدن "درد دختر بودن" گذشت! به آینده ای که دیگران می خواهند برایمان رقم بزنند. به اختیاری که نداریم. به آزادی هایی که سلب شدند. به شادی ها و علایقی که دود شدند. 

این چرخه ی زندگی تا به کجا اینگونه در گردش خواهد بود؟ نمیدانم. راهی جز غرق شدن در سرگرمی ها و اهداف ریز و درشتی که برای خودم دست و پا کردم و به انتظار آینده ی موهوم نشستن، نمی یابم! 

۱۰ ۳ ۲۹۸
دوشنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۹، ۱۱:۳۱ ب.ظ

Samane| سمانه در ۲۴ شهریور ۱۳۹۹

عالی😍

ب وبلاگ منم سر بزنید

ممنون ^^
حتما :) 

yekidie erf در ۲۵ شهریور ۱۳۹۹

دختر بودن از کی درد شد؟
سوالیه که اگه بتونیم جوابش رو بدیم میشه همه باهم بخندیم

از کجای زندگیِ بشر یا از کجای زندگیِ هر دختر؟
کی شروع شدنش را نمیدانم، فقط میدانم همیشه بوده. بعضی بالاجبار درد را برای خود پذیرفتند و نسل به نسل به ما رساندند. شاید همین که ما منتقل کننده نباشیم قدم بزرگی باشد ... 

amirsn در ۷ آذر ۱۳۹۹

دوستان این سایت خوبی برای خرید پنل ممبر و پنل تلگرام هست که پیشنهاد میکنم حتما یه نگاهی بندازید.

http://forum.pop-music.ir/members/amirsn.21914/

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

درباره اینجا

اینجا قبلاً به رسم هر شب می‌نوشتم، حتی اگر کلمات مطابق میل من به نخ کشیده نمی‌شدند! حالا اما نوشتن نخ باریکی ست که مرا به زندگی متصل می‌کند.

پیوندها