نبودن تو

من خوبم. می خندم. لبخند همیشگی ام گاهی تعجب برانگیز است! در عین تنها بودن، احساس تنهایی نمیکنم. با وجود عدم شناخت کامل، خودم را بیشتر از هر وقت دیگر دوست دارم. من شادم. از خنده هایم عکس میگیرم. اما دیگر نمیتوانم برایت آن عکسها را روانه کنم و با خود شیفتگی هایم سر به سرت بگذارم. دیگر در روزها و لحظه هایم نیستی اما نمی توانم منکر این لحظه ها که نبودنت ذوق لحظه ام را کور می کند، بشوم.

روزی گمان میکردم رفاقتمان بیشتر از اینها باشد، اما انگار دیگران بهتر ما را می دیدند و می دانستند انتهایش برای من، تنها برزخ همین لحظه های نبودن است.

دیگر به ادامه دادن فکر نمیکنم، فقط کاش کمی از این برزخ نصیب تو هم میشد. 

من خوبم. خوب تر از تمام دیروزها. 

۴ ۳ ۹۳
پنجشنبه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۹، ۱۱:۴۲ ب.ظ

ناشناس در ۲۷ شهریور ۱۳۹۹

احتیاجی به توضیح نیست
گذر زمان بهش میفهمونه

امیدوارم همین طور باشه... 

Sepideh Adliepour در ۲۸ شهریور ۱۳۹۹

منو یاد یکی از آدمای زندگیم انداخت

قلم مانا عزیزم(:

ممنون از لطف و توجهت ^^

Samane| سمانه در ۲۸ شهریور ۱۳۹۹

ب وبلاگ منم سر بزنید♡

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

درباره اینجا

اینجا قبلاً به رسم هر شب می‌نوشتم، حتی اگر کلمات مطابق میل من به نخ کشیده نمی‌شدند! حالا اما نوشتن نخ باریکی ست که مرا به زندگی متصل می‌کند.

پیوندها