«ما مردمیم
میدانیم چگونه امید را با دارو درهم بیامیزیم
چگونه به پا خیزیم
زندگی کنیم
و باز بیابیم
طعم نمک خاک و آفتاب را»
* ناظم حکمت
+ ما مردمیم و جرقهای کافی بود تا آتش بگیریم و سالها رنج خود را فریاد بزنیم. چشمهای کور و گوشهای کرتان نمیخواهد ببینید و بشنوید آنچه را که در زیر پوست شهر جریان دارد.
اینجا قبلاً به رسم هر شب مینوشتم، حتی اگر کلمات مطابق میل من به نخ کشیده نمیشدند! حالا اما نوشتن نخ باریکی ست که مرا به زندگی متصل میکند.