فقط ماه را ...

احساس خوبی دارم. حس رهایی، شناور بودن. همان مسیر پایین آمدن از ارتفاع شب های جمعه و چراغ های شهر ها و جاده ها که زیر پایت و به وسعتی انتها ناپذیر، خودنمایی می کنند. ماه درشتی که زیبا تر از همیشه در پشت سر، تو را مدهوش می کند و نمیدانی به کدام منظره بنگری. درست است که شب است و تاریک، اما من فقط نور را می بینم، فقط ماه را! 

۴ ۰ ۵۱
جمعه, ۱۱ مهر ۱۳۹۹، ۱۱:۴۲ ب.ظ
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

درباره اینجا

اینجا قبلاً به رسم هر شب می‌نوشتم، حتی اگر کلمات مطابق میل من به نخ کشیده نمی‌شدند! حالا اما نوشتن نخ باریکی ست که مرا به زندگی متصل می‌کند.

پیوندها