من شادم

بیست و چهار ساعت گذشته به هر چه که گذشت من شاد بودم. اگر با نارضایتی گذشت، من شاد بودم. برنامه هایم را انجام نداده ام، اما باز هم شادم. سیاهی، تیرگی و بی حسی، سهم من از زندگی نیست.

من زندگی را زندگی کردن میخواهم. شادی را در گذرِ پست و بلند زندگی ام می خواهم. من رهایی را، برق شادی توی چشمانم را، خنده ی گوشه ی لب هایم را به خودم بدهکار و مدیون هستم!

من شادم. تو را نیز شاد می خواهم. شادی را برای تو میخواهم. 

۳ ۰ ۵۰
شنبه, ۱۹ مهر ۱۳۹۹، ۱۱:۱۴ ب.ظ
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

درباره اینجا

اینجا قبلاً به رسم هر شب می‌نوشتم، حتی اگر کلمات مطابق میل من به نخ کشیده نمی‌شدند! حالا اما نوشتن نخ باریکی ست که مرا به زندگی متصل می‌کند.

پیوندها