"کوچ تا چند مگر میشود از خویش گریخت ؟"

روزهایی را در نبرد با روابطت با دیگران به سر میبری و روزهایی هم خواهند رسید که این بار آن سر جنگ نیز خودت حضور داری ! کسی که هستی و کسی که میخواهی باشی . میدانی کجایش عجیب است ؟ اینکه هر دو راضی به برد یک نفرند اما باید بجنگند ! باید "منِ" برتر خودش را ثابت کند . 

جنگ بر سر چیست ؟ 

آن یکی میخواهد پر شور ، ورزشکار ، پر انرژی و فعال باشد این یکی خوی تنبلی و عدم اعتماد به نفس را بر خود چیره ساخته .

آن یکی میخواهد هر کاری که انجام میدهد خوشحال باشد این یکی با کمال گرایی و ایده آل گراییش خود را از خوشی های ساده محروم میکند .

آن یکی میخواهد مهارت هایش را تقویت کند این یکی "حسش نیست" را سپر بلای خود کرده .

آن یکی میخواهد بی اعتنا به حرف و نظر دیگران "خودش" باشد این یکی نگران تک تک عکس العمل هاست . 

آن یکی دغدغه هایی فراتر از امروز و فردا دارد و این یکی در روزمره های خویش گیر افتاده . 

کاش تمام شدنی باشد این نبرد . کاش شادی آور باشد انتها . 

۱ ۰ ۱۲۷
يكشنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۹، ۱۰:۱۴ ب.ظ
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

درباره اینجا

اینجا قبلاً به رسم هر شب می‌نوشتم، حتی اگر کلمات مطابق میل من به نخ کشیده نمی‌شدند! حالا اما نوشتن نخ باریکی ست که مرا به زندگی متصل می‌کند.

پیوندها